العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
547
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
مگر آنها نگفتند ايوب مرتكب گناه شد مگر آنها نبودند كه گفتند داود عليه السّلام دنبال پرندهاى گرفت و به زنى نگاه كرد و عاشق او شد ، و بعد شوهرش را به جبهه مقدم جنگ فرستاد و او كشته شد و سپس با زنش ازدواج كرد . آيا آنها موسى عليه السّلام را متهم نكردند كه او عنين است و او را آزار و اذيت كردند تا آنگاه كه خداوند او را از اتهامات آنها تبرئه كرد ، در حالى كه موسى در نزد خداوند بسيار مقرب و موجّه بودند ، مگر آنها همه پيامبران را به جادوگرى متهم نكردند و آنها را اهل دنيا ندانستند . مگر مردم مريم دختر عمران را متهم نساختند كه او از مرد نجارى بنام يوسف باردار شده است مگر آن مردم نبودند كه محمد صلى اللَّه عليه و إله را شاعرى ديوانه مىدانستند و نگفتند كه او عاشق زن زيد بن حارثه شده است و با او ازدواج كرده . مگر در روز جنگ بدر نگفتند كه پيامبر از غنيمت براى خود يك قطيفه سرخ برداشته است تا آن گاه كه خداوند آن قطيفه را ظاهر كرد و رسول خود را تبرئه ساخت و در قرآن مجيد فرمود : هيچ پيامبرى خيانت نمىكند و هر كس خيانت كند روز قيامت با همان محشور مىگردد . مگر آنها رسول خدا را متهم نكردند كه از روى هوى نفس پسر عموى خود على را به عنوان رهبر معرفى كرده تا آنجا كه خداوند آنها را تكذيب كردند و فرمودند : پيامبر از روزى هوى نفس سخن نمىگويد و هر چه اظهار مىكند از وحى مىباشد . مگر آنها رسالت آن جناب را تكذيب نكردند تا هنگامى كه خداوند آيهاى نازل كرد و فرمود : پيامبران قبل از تو هم تكذيب شدند و آنها بر اين تكذيبها صبر كردند و آزار و اذيت ديدند تا نصرت ما براى آنها رسيد . يكى از روزها رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : شب گذشته مرا به آسمانها بردند آنها گفتند او شب گذشته را در بسترش بود و حالا مىگويد به آسمانها رفتهام ، آنها در باره اوصياء بيش از اينها سخن گفتهاند . مگر آنها نبودند كه سيد اوصياء را متهم به گرفتن حكومت و سلطنت